شیخ زاهد گیلانی

بیوگرافی شیخ ابراهیم زاهد گیلانی

شیخ ابراهیم زاهد گیلانی در سال 615 ه.ق سیاوه رود گیلان متولد شد و طبق گفته صفوه الصفاء در سال 700 هجری قمری به سن 85 سالگی بدرود حیات گفت . شیخ زاهد که اصرار داشت خود را ابراهیم گیلانی معرفی کند مادرش ازر اهالی گیلان متعلق به قریحه سیاهرود که بر سر راه رشت – قزوین قرار گرفته بود پدر وی خراسانی و زاده یکی از قرای مرو بنام سنجان بود . حاصل ازدواج این دو شیخ زاهد گیلانی است.

وی دو همسر اختیار کرد و یکی از دختران وی به نام بی بی فاطمه همسر شیخ صفی اردبیلی بود که شاهان صفوی از نسل او هستند . شیخ صفی الدین علاوه بر دامادی مرید شیخ زاهد نیز بود . از سن 25 سالگی زانوی ارادت بر زمین زد . شیخ زاهد در اواخر عمر نابینا شده بود و شیخ صفی الدین اردبیلی را به جانشینی خود بر گزید . شیخ می خواست که مرقدش در سیاهرود باشد ولی عده ای که به شیخ علاقه فراوان داشتند می خواستند جسد او را به مولد و زادگاه اصلی اش ببرند .

شیخ زاهد داماد و شاگرد خود شیخ صفی الدین اردبیلی را خواست و نظر خود را و دیگران را به او گفت .

شیخ صفی الدین که علاقه شیخ را به سیاهرود می دانست وسائل حرکت او را بسیار فراهم نمود و او را بدانجا رسانید . پس از 14 روز اقامت در آنجا شیخ زاهد جان به جان آفرین تسلیم نمود و همانجا جسدش را به خاک سپردند و حرمی به گرد آن ساختند ولی بعد ها در زمان سید حیدر صفوی ( 892ه. ق) جسدش به محل فعلی در شیخان بر منتقل و مدفون گردید .

حسن بیک روملو در کتاب احسن التواریخ در شرح وقایع 892 ه.ق می نویسد سلطان حیدر صفوی در اردبیل به خواب دید که شیخ ابراهیم زاهد گیلانی او را مخاطب ساخته و می گوید :

عنقریب دریا مزار او را خواهد گرفت و مزارش در آب فرو خواهد رفت و وی را فرمان داد که تربت او را به جای دیگر که مامون باشد ببرند.

سلطان حیدر از اردبیل به شیروان رفت و از آنجا با بنایان و نجاران به کشتی نشست و به گیلان آمد . جسد او را به جایی برد و بقعه ای عالی برای او بنا کرد . مزاری که امروز در 2 کیلومتری لاهیجان می باشد با بنایی زیبا و گنبدی چهار گوش عجیب بر دامنه کوه دیده می شود همان بناست .

اختلاف درباره مدفن شیخ ابراهیم زاهد گیلانی

البته درباره مدفن شیخ ابراهیم زاهد گیلانی اختلاف شده است . بازی نورالله شوشتری در کتاب مجالس المومنین قبر این عارف را در سیاهرود ( آلیان فومن) نوشته است .

او می نویسد :

شیخ زاهد گیلانی مرشد شیخ صفی الدین اردبیلی که به سال 700 ه.ق در گذشت و سیاهرود ناحیه غربی گیلان به خاک سپرده شده است . برخی مرقد شیخ را در سیاهرودی که مجاور بوته سرو مسعده کران است می دانند . اما روملو در کتاب احسن التواریخ و خواندمیر در کتاب حبیب و السیر خلاف این مطلب را می گویند . در احسن التواریخ آمده است که سید حیدر صفوی قبر شیخ زاهد را از محل دفن خود به جای دیگر منتقل نمود و بنایی عالی بر آن بساخت . رابینو و استاد سعید نفیسی آرامگاه شیخ زاهد گیلانی را در شیخان بر لاهیجان نوشته اند و محمد علی گیلک در کتاب شیخ زاهد گیلانی معتقد است که قبر شیخ زاهد گیلانی در شیخان بر لاهیجان نیست . بلکه در محلی ما بین آستارا و فومن در نواحی غربی گیلان قرار دارد .

پاسخ به کسانی که معتقداند مدفن شیخ ابراهیم زاهد گیلانی در شیخان بر لاهیجان نیست

1- از جمله مطالبی که گفته شده است برای اینکه قبر شیخ ابراهیم زاهد گیلانی در شیخان بر لاهیجان نیست این است که گفته شده لاهیجان به جایی بنام سیاهرود ندارد .

ولی همین نویسنده در کتاب نامها و نامدار های گیلان در توضیح موقعیت جغرافیایی لاهیجان می نویسد بخش دیگر شهرستان لاهیجان ، آستانه نام داشت که اکنون دارای عنوان شهرستان گردیده است .

مشروب از سفید رود ، حشمت رود ، منشعب از سفید رود ، شیم رود و رودخانه های دیگر مانند سیارود که اکنون سیاهرود می خوانند شادهرود ، آبرجا ، دیسام ، کیاچوب ، سیارچوب و غیره .

و همچنین مکنزی در سفرنامه خود می نویسد : رودخانه های میان کیسم و لاهیجان به قرار زیر است :

سیاهرود، که گیو دره نامیده می شود و پلی از آجر بر روی آن زده اند .

2- از جمله مطالبی که گفته شده است این است که :

شیخان بر نه به مجاورت سفید رود است و نه دریای خزر . بنا براین نمی شود شیخان بر آرامگاه شیخ زاهد باشد .

ذکر  این ضروری است که کسانی که با جغرافیا سرو کار دارند می دانند که رود های بزرگ در طول زمان بستر خود را در نزدیک مصب گاه گاه تغییر می دهند .

سفید رود نیز از این سیر طبیعی مستثنی نبوده و بارها بستر خود را جا بجا کرده است.

امروز سفید رود در کنار شهر آستانه اشرفیه پیچ خورده و به سمت شمال غرب منحرف می شود و در حسن کیاده به دریا میریزد ولی در گذشته به علت عدم وجود سد ، این رودخانه بر اثر طغیان های مکرر ، مسیر خود را تغییر می داده است . در روستاهای شمال لاهیجان ،بستری از سفید رود بر جاست که روستاییان آن را کهنه سفید رود می نامند . این بستر از کیسم و از آنجا به آستانه و از آنجه به کمچال و کنف گوراب و سپس به رودبنه می رسد و از پهمدان و گاویه و شیرجوپشت بین کلا و رود پشت و فوش پشته و نوشر و کچلم و ایوان سل و ناصر کیاده  و حسن علی ده و تی تی پریزاد و پایین رود پشت می گذشت . و در دهکده جیر باغ به دریا می پیوست و دهکده ی دهنه سر مقابل جیر باغ بندر آن زمان بود . اما زمانی دیگر سفید رود راه خود را کج نمود و بستری تازه گشود . نا گزیر بستر قدیم کم آب و خشک رودی بیش نبود و دهکده های آن سامان به نام مالفجان ( مالاجئن یا مالادان ) شهرت داشت . به معنی  سرزمین ماهی گیران .

در کتاب تاریخ گیلان و دیلمستان میر ظهیر الدین مرعشی نیز به این مطلب اشاره شده است .

او می نویسد سید محمد کیا و سید رضی کیا برادر خود سید حسین کیا را رقیب پادشاهی شان بود دستگیر و بر کنار ساختند و از برخی اراضی بخش کرده بدو دادند و از آن جمله به کنار سفید رود قریب به فرضه لنگرود قریه ای که موصوف و موسوم است به راه پشته بدو بخشیدند .

بنا براین می توان احتمال داد که دهکده شیخان بر روزگاری کنار سفید رود بوده و از این راه کشتی ها به دریا راه می داشتند .

3- و از جمله اشکالات این است که گفته اند شخصی که در  مقبره شیخان بر لاهیجان مدفون است بزرگواری به اسم : شیخ زاهد است و او غیر از شیخ ابراهیم زاهد گیلانی و چون نام زاهد ، نام محبوبی بوده است بعید به نظر نمی رسد .

بنا بر این که در همان عصر دو شیخ زاهد یکی در شرق و دیگری در غرب گیلان زیسته باشند کما اینکه یک شیخ زاهد در مسجد صفی رشت مدفون است و شخصی به نام شیخ زاهدی از نوادگان شیخ زاهد گیلانی مولف کتاب سلسله النسب صفویه است .

عموی شیخ علی حزین موسوم به ابراهیم ابن عبدالله ابن عطا الله زاهدی گیلانی بوده است که حزین در تذکره خود از او نام برده است .

ولی در پاسخ باید گفت :

اشخاصی که ایشان نام می برد همه متعلق به بعد از زمان شیخ ابراهیم زاهد گیلانی است  آن هم به واسطه  محبوبیت شیخ ابراهیم زاهد گیلانی مراد شیخ صفی الدین اردبیلی بوده است .

و این بسیار بعید است که در یک منطقه دو نفر هم عصر و هم نام آن هم نامی که در آن زمان بسیار رواج نداشته از دنیا رفته باشند . و اما اینکه گفتند احتمال دارد که این مزار در شیخان بر متعلق به شیخ زاهد دیگری غیر از شیخ ابراهیم زاهد گیلانی است .احتیاج به اثبات دارد و علاوه بر این هیچ یک از این سخنان دلیل بر این نیست که احتمالا مزار شیخ ابراهیم زاهد گیلانی در شیخان لاهیجان نمی باشد . بلکه این امکان وجود دارد که مزار شیخ ابراهیم زاهد گیلانی در همین جا باشد .

4- از جمله مطالبی که گفته اند این است که در کتاب صفوه الصفا که به امر نوه شیخ زاهد گیلانی نوشته شده .مکان وفات شیخ ابراهیم زاهد گیلانی در ماه رجب سال 700 ه.ق ذکر شده است . ولی بر لوحه قبر شیخ زاهد در شیخان بر آنگونه که کتیبه ی قبر را مستر درن خوانده است . اینگونه آمده است که شیخ زاهد در روز سه شنبه 24 ربیع الثانی سال 711 ه.ق از دنیا رفته است .

در جواب می توان گفت : اولا : این بی دقتی در ثبت مطالب تاریخی را نشان می دهد که همانند ان در تاریخ بسیار واقع شده است . و ثانیا : احتمال دارد سفرهای 700 به صورت کشیده نوشته شده و درن آن را 711 خوانده باشد . یا آنکه عدد 1 قدری کوتاه تر نوشته شده باشد و صفوه الصفا آن را 700 نوشته است و این دو نفر تنها کسانی هستند که برای گفته خود مدرک ارائه داده اند و سایرین از اینها نقل کرده اند و ثالثا: شاید بعضی از مورخین به علت نزدیک بودن فاصله زمانی بین ربیع الثانی و رجب را از روی حدس و گمان یکی از این دو ماه را در نظر گرفته باشند .

5- از جمله مطالبی که گفته شده این است که چطور می شود مزار شیخ زاهد گیلانی توسط سید حیدر صفوی از جایی به جای دیگر منتقل شده باشد . البته ممکن است ساختمان همان مزار شیخ را تکمیل و ترسیم کرده باشند به نحوی که از تجاوز آب مصون باشد . کما اینکه در احسن التواریخ بدان اشاره شده است .

ولی در جواب باید گفت که لازم نیست تمام مزار با سنگ و گل و خاک و دیوار و سقف از جایی به جای دیگر منتقل شده باشد . بلکه همین مقدار که تابوت شیخ را از زمین بیرون آورده باشند و در جایی دیگر دفن کرده باشند کافی است بنا بر نقل کتاب صفوه الصفا جسد شیخ زاهد را در تابوت بوده و دفن شده که در این صورت حمل و نقل جنازه آسان تر بوده است . عین عبارت کتاب صفوه الصفا چنین است :

شیخ صدرالدین ادام الله برکاته گفت بعد از چند سال که شیخ زاهد به حیات باقی رسید صندوق بالایین مرقد مطهر کهنه شده بود . شیخ صفی الدین صندوقی دیگر از نو ترتیب کرده بود و می خواست که بر مرقد متبرک نهد و آن صندوق کهنه شده را برداشتند . تابوت منور شیخ پیدا شد . سر تابوت برداشتند . پوشش متبرکش را همچنان سفید و تازه یافتند . جسم مطهرش بر قرار و هیچ تغییری در آن پیدا نشده بود . خواستند پاره ای از پوشش مبارک جهت تبرک جدا کنند . نتوانستند .

استاد شمس نجار می خواست از تابوت تراشه بتراشد . چون تیشه بر آن زد تیغ تیشه باز نشست . از تابوت تراشه برخواست .

6- باز از جمله مطالبی که گفته شده این است که رملو در کتاب احسن التواریخ جزو وقایع 892 می گویند .

سید حیدر صفوی جسد شیخ زاهد گیلانی را به جای دیگر نقل کرد و بقعه باشکوهی بر آن ساخت ولی نمی گوید که آن جای امن در شیخان بر بوده است .

بنا بر این نه به نوشته روملو مبنی بر خارج کردن جنازه شیخ زاهد از سیاهرود اعتمادی است و نه به گفته درن که می گوید از مزار شیخ زاهد گیلانی در شیخان بر زیارت کرده است .

در جواب باید گفت : آنجایی که شیخ زاهد دفن شد آن زمان به نام شیخان بر معروف نبوده است و گفتیم که بعد از دفن شیخ زاهد شیخ سید رضی باسکجانی به این نام شهرت یافت . بنابراین محل دفن شیخ در آن زمان مسما به شیخان بر نبوده است . به همین دلیل است که روملو نامی از شیخان بر نمی برد . نمونه های مذکور از آن کسانی است که معتقد اند مدفن شیخ ابراهیم زاهد گیلانی در شیخان بر نمی تواند باشد و ما به تعدادی از آنها پاسخ دادیم .

 

ادامه دارد 

 شاهین